ادبیات نیکی

تصاویر همدلی !

بنی آدم اعضای یک پیکرند !



بهای نیکی

بزرگی داد یک درهم گدا را که هنگام دعا یاد آر ما را یکی خندید و گفت این درهم خرد نمی‌ارزید این بیع و شرا را روان پاک را آلوده مپسند حجاب دل مکن روی و ریا را مکن هرگز بطاعت خودنمائی بران زین خانه، نفس خودنما را بزن دزدان راه عقل را راه مطیع
ادامه مطلب



جز تخم نیکی مکار !

چو بنشست بهرام بهرامیان ببست از پی داد و بخشش میان به تاجش زبرجد برافشاندند همی نام کرمان شهش خواندند چنین گفت کز دادگر یک خدای خرد بادمان بهره و داد و رای سرای سپنجی نماند به کس ترا نیکوی باد فریادرس به نیکی گراییم و فرمان کنیم به داد و دهش دل گروگان کنیم
ادامه مطلب



نیکی کن !

هرگز به جان فرا نرسی بی‌فروتنی خواهی که او شوی تو، جدا گرد از منی زنهار ! قصد کندن بیخ کسان مکن زیرا که بیخ خویشتنست آنکه می‌کنی نیکی کن، ای پسر تو، که نیکی به روزگار سوی تو بازگردد، اگر در چه افگنی دل در جهان مبند، که بی‌جرعه‌های زهر کس شربتی نمی‌خورد، از
ادامه مطلب



ای پرده در پرده بنگر که چه‌ها کردی

ای پرده در پرده بنگر که چه‌ها کردی دل بودی و جان بردی این جا چه رها کردی خورشید جهانی تو سلطان شهانی تو بی‌هوشی جانی تو گیرم که جفا کردی هم عاقبت ای سلطان بردی همه را مهمان در بخشش و در احسان حاجات روا کردی هر سنگ که بگرفتی لعل و گهرش کردی
ادامه مطلب